40-انگشت اشاره ات کجا را نشانه رفته است؟

نویسنده:دکتر حسین اسکندری

نشر نسیما

پ ن:مانده تا خوانده شود.

39-بازی آخر بانو

نویسنده:بلقیس سلیمانی

انتشارات ققنوس

برنده جایزه بهترین رمان بخش ویژه جایزه ادبی اصفهان۱۳۸۵

پ ن:تمام شد خواندمش.

موضوع:رمانی که نمیتوان گفت یک داستان عاشقانه  است بلکه بیشتر زندگی دوره ای از تاریخ سیاسی مردم ایران بعد از انقلاب را به روایت می کشاند.آدمهایی که هر کدام قربانی بازیها و بیشتر عقاید سیاسی زمان خود شده اند.آدمهایی که در حقیقت نیز به کرات داستان واقعی زندگیشان را شنیده ایم و می شنویم.آدمهای بخت برگشته ای که فکر میکنند میتوانند دنیا را عوض کنند و زهی خیال باطل.مانند اختر محمدجانی و سعید .البته پایان داستان هم جالبه دختری روستایی با گذشته ای مبهم و حالا زنی است زیرک دانا و استاد بنامی در فلسفه.در کل داستان را پسندیدم و لذت بردم.


38-همنوایی شبانه ارکستر چوبها

نویسنده:رضا قاسمی

نشر ورجاوند

برنده جایزه بهترین رمان اول سال۱۳۸۰بنیاد گلشیری/منتقدین مطبوعات/مهرگان ادب

پ ن:در نوبت خواندن.

37-روی ماه خداوند را ببوس.

نویسنده:مصطفی مستور

نشر مرکز

برگزیده جشنواره قلم زرین۱۳۸۱

پ ن:خواندمش.

موضوع:رمان معنوی.در کل داستان زیبایی بود و پر بود از جملات قابل تامل و پر محتوا.

شخصیت علیرضا رو دوست داشتم و بیشتر از او راننده تاکسی که صدای مناجات سوسکها را میشنید.

کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد تنهاست.

کلیدها به همان راحتی که در را باز میکنند قفل هم میکنند.

خداوند بعضی ها نمی تونه حتی یه شغل ساده برای مومن اش دست و پا کنه یا زکام ساده ای رو بهبود بده چون مومن به چنین خداوندی توقع اش از خداوندش از این مقدار بیشتر نیست. 

36-مثل شاخه های گیلاس

نویسنده:محمدرضارنجبر

ناشر:موسسه نشر شهر

موضوع:متنهای کوتاه آموزنده و اخلاقی با بیان مثالهای ساده  و دست یافتنی پیرامون زندگی انسانها.

وقتی به شاخه های پرشکوفه گیلاس تنه می زنی شکوفه باران می شوی.شاخه های گیلاس از چوب اند. از چوب کمتر نباشیم.