شهریار عباسی                                   نشر مرکز                         ۱۹۹صفحه              بهاء۵۲۰۰

رمانی در ارتباط با حال و هوای ادمهایی که مقطعی از عمرشان را در جنگ گذرانده اند.آدمهایی که هر کدام به دلیلی به جبهه آمده اند.مثلا یکی برای سهمیه دانشگاه دیگری برای رسیدن به معشوقه ی از دست رفتش و...

حمید شخصیت اصلی و راوی داستان است که با نیت پاکش هنوز به عشق زمان جنگ یعنی گلناز خیالی اش با وفاست.

"شنیده ام دردی به نام تنهایی ویژه ی انسان است و هیچ موجود دیگری مثل انسان از تنهایی رنج نمی برد.دلیلش هم این است که انسان با عقلش تنهایی را می فهمد."

خواندنش خالی از لطف نیست.